تبليغاتX
آموزش خیاطی

آموزش خیاطی

جدایی و پایداری زندگی

بهراد، دیگر شهروند تهرانی با بیان این که در هیچ دوره ای از زندگی انسان، شاید شرایط آرمانی وجود نداشته است، می گوید: بنابراین باید عاشق، ترس از ازدواج را کنار بگذارد و وارد کارزار شود و به نیروی عشق و گذشت خود، نگذارد به معشوقش سخت بگذرد . وی معتقد است که باید خود را باور کنیم که می توانیم با بردباری با کسی که ۲۰ یا ۳۰ سال در محیطی دیگر پرورش یافته است، تا پایان زندگی در زیر یک سقف بسر ببریم. خانم ارغنون که یک فرهنگی است نیز در باره ازدواج می گوید: اگر جوانی توانایی اجاره و رهن و تهیه مسکن، هر چند کوچک را ندارد، اقدام به ازدواج نکند بهتر است. البته گاهی خانواده ها قول همکاری می دهند، اما همیشه به قول عمل نمی کنند و باعث تلخی زندگی جوانان خود می شود.

او در باره جدایی و پایداری زندگی معتقد است: در گذشته خانم ها استقلال کمتر و امکانات کم تری داشتند و بیشتر به همسران شان وابسته بودند. مردها نیز امکانات کمتری داشتند، در نتیجه زن با همه سختی های زندگی می ساخت و می سوخت و با همسرش سر می کرد. اما اکنون خانم ها راحت تر از گذشته می توانند زندگی شان را بچرخانند و هم به محض بدرفتاری همسر، کلی امکانات برای خوش بودن دارند. پس اگر واقعا عشق نباشد، یا نوعی تربیت خاص، کار بسیاری از ازدواج ها به طلاق منجر می شود. در این مورد، البته نقش استقلال مادی خانم ها، تنوع طلبی زوج ها در زندگی، نابردباری و افزایش خودخواهی ها را نیز نباید ندید گرفت.

در ادامه بررسی گزاره های محوری ازدواج، رها که حقوقدان است می گوید: اگر جوانان توقعات خود را پایین بیاورند، دیگر بهانه ای برای اجاره خانه و غیره نمی ماند. من معتقدم باید جوانها، بزرگترها را الگو بگیرند و تجمل گرا نباشند و با درآمد کم بسازند; زیرا عاشقانه زیستن نیاز به درآمد بالا ندارد. مهم این است که تنوع گرا نباشیم و به زندگی زناشویی قانع و متعهد باشیم.

مهدی جنوبی نیز در نگاه خود به ازدواج می گوید: جوانان تا زمانی که کار و پیشه ندارند، بهتر است ازدواج نکنند. زیرا عشق نوعی احساس است و با احساس و بدون پول نمی توان زندگی روزمره را گذراند. زندگی دانشجویی نیز درصدی موفق است، نه ۱۰۰ در صد. محسن نژاد (فرهنگی) دلیل دوری جوانان از ازدواج را بی حوصله گی جوانان می داند و می گوید: جوان امروزی تحمل سختی های زندگی روزمره را ندارد، برای همین ازدواج نمی کند. آنان هم که ازدواج می کنند، بیشترشان چون سطح حوصله و تحمل شان پایین است، زندگی شان به بن بست می رسد و آمار جدایی بالا می رود.

محمد که مجرد است معتقد است که باید همچنان مجرد بماند و ازدواج نکند چون پدران، عشق را نمی شناسند و برای عشق پسر، دخترشان را به پسری نمی دهند. چون مهم برای آنان کار، پول و سرمایه است که ضمانتی برای آینده دخترشان باشد.

وی می افزاید: البته باید جوانان بتوانند از عهده اداره یک زندگی برآیند و در غیر این صورت خوب است ازدواج نکنند .ولی از سوی دیگر نیز خوب است که خانواده ها در کنار مادیات به شناخت دختر و پسر نیز توجه کنند; آیا دو جوان همدیگر را خوب می شناسند؟ چون اگر نشناسند، با وجود همه مال ومنال، زندگی شان به بن بست می کشد. مهم هم نیست که ازدواج دانشجویی و فامیلی باشد یا نباشد، مهم این است شناخت وجود داشته باشد. همایون دیگر شهروند تهرانی نیز در این باره خوشبینانه می گوید: مسلما مساله مادی یکی از بزرگترین موانع ازدواج جوان هاست; ولی به هر حال باید تلاش کرد که با تفاهم مسایل را حل کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 20:55  توسط   | 

حرفی که نباید به نامزدتان بزنید

حرفی که نباید به نامزدتان بزنید

از منظر آقایان خواندن آنچه در ذهن خانم ها می گذرد کار بسیار دشواری و پیش بینی آنچه خانم ها از ‌آنها توقع دارند هم سخت تر  از آن است. بدین منظور حالت ذهن، خواسته ها  و نیازها  و توقعات و یا مقدار توجهی که از شما انتظار دارد را درک کرده  و همان گونه رفتار نمایید . شما نیازمند آن هستید که درباره نحوه رفتار با او کمی خاص باشید . به آنچه که می باید گفته شود یا نه توجه کنید چرا که بر زبان آوردن بعضی حرفها موجب دردسرتان می گردد . در مطلب ذیل می توانید چند نمونه از حرفهایی که نمی بایست به نامزدتان بزنید را بیابید .

۱۰ . هرگز از یک خانم نخواهید صورت حساب را پرداخت کند .
بنابراین خانمهای جذاب از آقایان انتظار دارند که صورت حسابشان را پرداخت کنند تنها به این دلیل که آنها ارزش انجام چنین لطفی را دارند . حقیقتی که در ذهن خانمها جریان دارد این است که فردی که باید صورت حساب را پرداخت کند شمایید و اگر شما نسبت به این موضوع آگاهی ندارید یعنی که به اندازه کافی متشخص نیستید ، بنابراین اگر که نمی خواهید این حقیقت ذهنی خانمها را خراب کنید فقط صورت حساب را پرداخت نمایید .
۹٫ هرگز از او نخواهید که اسرار تان را حفظ کند .
بله درست فهمیدید تنها کسی که می تواند به سرعت برق  و باد حرفی را پخش کند  اوست علی الخصوص زمانی که از او می خواهید این کار را نکند . حتی اگر او این موضوع را تنها به بهترین و نزدیک ترین دوست خود بگوید  کافیست زیرا همین اولین و آخرین نفر  این راز را به بهترین نحو پخش خواهد کرد . او استاد این کارهاست بنابراین ریسک نکنید و اسرارتان را با او نگویید و بعد هم سفارش کنید به کسی نگو .
۸ . در باره این که چرا حال خوشی ندارد هرگز از او سوال نکنید .
درک حال و هوای یک دختر می تواند خیلی سخت  و دشوار باشد . اگر درباره نزار بودن حالش از او سوال کنید می بایست بسیار مصمم  و سرسخت باشید تا بتوانید دلیلش را بفهمید . وقتی هم که دلیلش را برملا کرد حق ندارید با او مقابله کنید  و شروع به بحث نمایید . بدون در نظر گرفتن آن ۱ دلیل برای آن موضوع ، خروار خروار اطلاعات آزار دهنده دیگر هم  بازگو می شود  . با پایان یافتن این موضوع، آن ناراحتی و غم به شما انتقال داده می شود  و احساس می کنید که  در یک برزخ بزرگ گیر افتاده اید.
۷ . گفتن این جمله که ” فکر کنم باید عضو یک باشگاه ورزشی شوی ” اصلاً درست نیست .
 بطور طبیعی اغلب دختر خانمها از اندام خود راضی نیستند ، بطور عملی خودش دوست دارد که به باشگاه برود اما اگر شما پیشنهاد انجام این کار را بدهید حس بدی پیدا می کند و در نهایت هم منجر به بحث خواهد شد .
۶ . برایش روز بدی را رقم خواهید زد اگر که از کس دیگری تعریف نمایید .
اگر می خواهید که او هم چنان خنده بر لب داشته باشد بهتر است که در برابر او از دختر دیگری تعریف نکنید ، در غیر این صورت آماده درهم رفتن چهره  و اخم کردن وی باشید . همه دختر خانمها ( اغلب آنها ) می خواهد به طریقی  که شده در مرکز توجه  و محبت مرد دلخواهش باشد  . همه نقاط قوت وی را به ذهن بسپارید تا اینکه حواستان باشد در حضور او از دختر دیگری تعریف ننمایید . اگر که می خواهید  ، به اندازه کافی بذله گو باشید  تا همین حالا به بهترین نحو از دخترتان تعریف  و تمجید نمایید .
۵ . جمله ” من قول می دهم ” را هرگز بر زبان نیاورید .
اگر که به او قول انجام کاری را دادید و انجام ندادید خودتان را آماده ورود به جهنم کنید . وقتی حرفی را می زنید مطمئن باشید که می توانید آن را عملی کنید ( که اغلب اوقات نمی توانید ) و یا اینکه آنقدر تواناییهایتان را افزایش دهید که هرگز گیر نکنید . قول یا تعهدی که می دهید چیزی است  که او تا آخر عمرش فراموش نخواهد کرد و حتی اگر به قولتان وفا نکنید او هرگز شما را باور نخواهد کرد و در همه جر و بحث های آینده نوک پیکان به سمت شما خواهد بود .
۴ . بهتر است این جمله را هرگز نگویید ” آیا مطمئنی  که این تیپ برازنده توست  و به تو می آید ؟
به طور کلی دخنر خانمها دوست ندارند که این سوال را از آنها بپرسید . حتی اگر بصورت شوخی  و جوک از او بپرسید او آن را جدی گرفته  و درباره اش فکر خواهد کرد . اغلب او نسبت به نوع پوشش و زیور آلات  مورد استفاده خود دقت کافی را دارد اما ارائه هر گونه نظر بدبینانه  باعث می شود که حساسیتش نسبت به این موضوع را از دست بدهد . بنابراین این کار را نکنید .
۳ . جمله ” چقدر برای من آشنایید انگار شما را قبلاً جایی دیده ام ” برای او جمله بسیار آشنایی است .
حتی اگر قبلاً او را جایی دیده اید از گفتن این جمله به او خوداری نمایید . از نظر خانمها این جمله چندان جمله مودبانه ای نیست  و فکر می کنند که شما سعی در دلبری دارید و به اصطلاح خودمانی فکر می کنند می خواهید مخ زنی کنید .
۲ . تنها زمانی که واقعاً به او علاقه دارید از جمله ” دوستت دارم ” استفاده نمایید .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 9:37  توسط   | 

ازدواج غلط !!

ازدواج غلط !!

هیچ کس دوست ندارد ازدواج کند و بعد از مدت کوناهی طلاق بگیرد اما واقعیت این است که برخی از ازدواج ها از همان ابتدای کار شکست خورده هستند یا در بهترین حالت شانس کمی برای موفقیت دارند. این نوع ازدواج ها مشخصه هایی دارند که به عنوان زنگ خطر باید به آنها توجه کنید.

۵ ازدواجی که بدبختتان می‌کند!
 
۱ – ازدواج کاملا احساسی
 ازدواج های احساسی و آنهایی که عشق با یک نگاه پایه و اساسشان است، شما را مستقیم به دادگاه خانواده می برند، مگر آنکه بعد از عاشقی، چشمانتان را خوب باز کنید و هر جا که لازم بود، نه طلایی زندگی تان را بگویید.
۲ – جرو بحث هر روزه
اگر از همین دوران آشنایی و نامزدی، مرتب با هم جر و بحث دارید نگذارید کار از این بالاتر بگیرد. این زنگ خطری است که از اختلافات عمقی شما خبر می دهد. موضوع را با خانواده تان در میان بگذارید و از آنها بخواهید کمک تان کنند تا از یک ازدواج اشتباه رها شوید.
 البته ممکن است همیشه دعوا و درگیری نباشد و شما احساس کنید همه حرف هایتان را به میل طرف مقابل می خورید و دارید کم کم مطابق میل او تغییر می کنید و بی هویت می شوید.
۳ – معیارهایی غیر منطقی
 مثل چی؟ مثل رنگ چشم، قد و قواره خاص، پایگاه سیاسی یا رشته تحصیلی خاص (ولا غیر!)، اقامت خارج از کشور و مسائلی از این دست که بیشتر از توجه به باطن و شخصیت فرد به ظواهر او توجه دارد.
۴ – چشم و هم چشمی
اگر برای این ازدواج می کنید که چشم فامیل را در بیاورید، یا از دختر و پسرهای فامیل عقب نمانید، اگر از انتخاب همسرتان هیچ انگیزه ای جز رو کم کنی از خواستگار قبلی ندارید یا می خواهید با دختر مورد علاقه تان نشان دهید اگر جواب رد داده، شما سراغ بهتر از او رفته اید، مطمئن باشید قدم در راه بدبختی تان برداشته اید!
۵ – یک شروع دروغین
اگر از همین ابتدا بنای دروغگویی را گذاشته اید، درباره شغلتان، وضعیت خانوادگی تان، سلامتی جسمی و روحی خود و یا دارایی ها و تحصیلاتتان دروغ گفته اید بدانید بد راهی را شروع کرده اید. این راه مستقیم شما را به جمع مطلقه ها می برد. دروغ گفتن درباره معیارهای اصلی زندگی هم همین طور. مثلا این که برایتان مهم است همسرتان پوشش خاصی داشته باشد اما به او نمی گویید تا بعدا او را عوض کنید! یا می خواهید در شهر خاصی زندگی کنید و این را از ابتدا با همسرتان در میان نمی گذارید.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 15:18  توسط   |